الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

443

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

البته در محيطهاى اسلامى و مذهبى ، مخصوصا در محيط ايران بعد از انقلاب جمهورى اسلامى ، بسيارى از مسائل حل شده ، و به بسيارى از اين سؤالات عملا پاسخ كافى و قانع كننده داده شده است ، ولى باز اهميت موضوع ايجاب مىكند كه اين مساله به طور گسترده تر مورد بحث قرار گيرد . مساله اين است كه آيا زنان ( با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بصر و لمس ( جز آميزش جنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد . بحث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشاندادن اندام خود و تحريك شهوات و هوسهاى آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود ، و به محيط خانواده و زندگى زناشويى اختصاص يابد ؟ ! اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مىشود ، در حالى كه غربيها و غربزده‌هاى هوسباز طرفدار برنامه اولند ! اسلام مىگويد كاميابيهاى جنسى اعم از آميزش و لذتگيريهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه ، و مايه آلودگى و ناپاكى جامعه مىباشد كه جمله « * ( ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ ) * » در آيات فوق اشاره به آن است . فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا : 1 - برهنگى زنان كه طبعا پيامدهايى همچون آرايش و عشوه گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحريك دائم قرار مىدهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مىگردد ، مگر اعصاب انسان چقدر مىتواند بار هيجان را بر خود حمل كند ؟ مگر همه پزشكان روانى نمىگويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟